close
تبلیغات در اینترنت
دانلود رمان زیبا و عاشقانه قشاع برای آندروید و جاوا


درحال بارگذاری ....
سایت عاشقانه لاو سیب

به سایت عاشقانه لاو سیب خوش آمدید!
با عضویت در سایت عاشقانه لاو سیب میتوانید در انجمن عاشقانه تاپیک ارسال کنید و از
پنل کاربریبرای خود امضا و آواتار ایجاد کنید. با ارسال تاپیک های مفید در انجمن عاشقانه میتوانید مقام های مدیریت ، پلیس ، ناظم و.. را بدست آورید. و..

پس همین الان به جمع 182 کاربر سایت عاشقانه لاو سیب بپیوندید!

  • نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
خبرنامه
با وارد کردن ایمیل خود و تایید آن میتوانید هر شب جدیدترین پست های سایت عاشقانه لاو سیب را در ایمیل خود داشته باشید

آمار سايت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 1104
  • کل نظرات : 336
  • آمار کاربران
  • کل کاربران : 182
  • افراد آنلاين : 8
  • اطلاعات
  • امروز : دوشنبه 05 تیر 1396
  • آي پي شما : 54.198.147.79
  • مرورگر شما :
آرشيو سالانه
کانال تلگرام
سایت عاشقانه
آرشیو وبلاگ های ایرانی
دانلود رمان عاشقانه
سفارش تبلیغات
نیو چنلز
فال حافظ
نظر سنجي
سایت چطوره؟




عاشق
عاشق
گریه هایم بی صداستــ
عشق من بی انتهاستــ
رد پای اشکهایم را بگیر
تا بدانی خانه عاشق کجاستــ...
خآنه تکآنی
خانه تکانی
بـرای خـآنـه تکـآنـی دلـم
امـروز وقتــ خـوبیــ ست
چـه سـختــ است پاکیزه کـردن هـمـه چـیـز
از زدودن خآطـره هآی کهنـه گـرفـتـه
تا شـسـتـن گـرد و غبـآر دلتنـگی...
روی طـآقـچـه هـای تـنـهـآیـی
آه ! ای خـدا! خآنه تکآنـی چـه سختـــ است!!!
تنهـایی
تنهایی
آدمهایی که تنهایی رادوست دارند ..
یک زمانی یک نفر را آنقدر دوست داشتند...
که الان ...نمیتونند یا نمیخواهند هیچ کسی راجایگزین کنند ........
کنآرم که هستی
کنارم که هستی
کنـآرم کــه هستـی
خیـآبـآن هـآ از مآهـیـت مـی افتـنـد
رسـیـدنـی در کـآر نـیـسـت
شآنـه بـه شـآنـه مـقـصـدم قـدم مـیـزنـم
نماد ستاد سازماندهی
logo-samandehi
دانلود رمان زیبا و عاشقانه قشاع برای آندروید و جاوا
  • تعداد بازديد : 470
  • دانلود رمان زیبا و عاشقانه قشاع برای آندروید و جاوا

    سلام امروز یه رمان عاشقانه دیگه برای شما گذاشتیم امیدواریم خوشتون بیاد..

    امروز رمان عاشقانه قشاع رو آماده کردیم..

    romane esheghane ghesha

    بخشی از رمان عاشقانه قشاع:

    امیرعباس مثل برادرشوهرم جلوم نایستاده بود مثل یه بازجو بود، چرا همه تموم مسئولیت و همّ و غم منو سپردن دست این؟! چرا جز امیرعباس هیچکس دور و برم نیست؟! انگار این یه امر عادیه که داره منو میپاد!! بدجوری معذبم.. تنم عین بید از درون می لرزید ولی محکمی خودم رو حفظ کرده بودم، من هونیام نمیشکنم...

    دانلود نسخه پی دی اف: دانلود

    نظرات
  • به نظرات و درخواست های شما اهمیت می دهیم مطمئن باشید !

  • نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتی