close
تبلیغات در اینترنت
داستانک کوتاه بوی مادر

سایت عاشقانه لاو سیب

جدید ترین مطالب
بخش بایگانی

آخرین ارسالی های انجمن

داستان بوی مادر

شنبه 29 خرداد 1395

داستان کوتاه بوی مادر

روز اول سال تحصیلى، خانم تامپسون معلّم کلاس پنجم دبستان وارد کلاس شد و پس از صحبت هاى اولیه، مطابق معمول به دانش آموزان گفت که همه آن ها را به یک اندازه دوست دارد و فرقى بین آنها قائل نیست.

البته او دروغ می گفت و چنین چیزى امکان نداشت. مخصوصاً این که پسر کوچکى در ردیف جلوى کلاس روى صندلى لم داده بود به نام تدى استودارد….

بقیه داستان در ادامه مطلب..

ادامه مطلب